سرفه کنان سوار ماشین شدم و گفتم: "دارم خفه می شم"
مسافری که بین مسافران عقب نشسته بود گفت: "آقا همش مال این بنزین های بی کیفیته، باید بنزین از خارج بیاد"
راننده در آینه سقفی به مسافر نگاه کرد و گفت: "بنزین که بنزینه عمو، ماشین زیاده، باید زوج و فرد رو همیشگی کنند"
خانم جوانی که کنار درب نشسته بود هندس فری را از گوشش جدا کرد و گفت: "یعنی چی آقا پول ماشین رو دو سه برابر می گیرند بعد یه نصفه ماشین قراضه می دهند که زوج بیا فرد نیا..باید ماشین با کیفیت بسازند"
پیرمردی که پشت راننده نشسته بود با دست به هواپیمایی که برای فرود ارتفاعش را کم کرده بود اشاره کرد و گفت: "امروز هوا را شستند تمیز شده"
خانم جوانی که کنار درب نشسته بود هندس فری را از گوشش جدا کرد و گفت: "یعنی چی آقا پول ماشین رو دو سه برابر می گیرند بعد یه نصفه ماشین قراضه می دهند که زوج بیا فرد نیا..باید ماشین با کیفیت بسازند"
پیرمردی که پشت راننده نشسته بود با دست به هواپیمایی که برای فرود ارتفاعش را کم کرده بود اشاره کرد و گفت: "امروز هوا را شستند تمیز شده"
راننده سرش را کمی جلو برد و از زیر آینه سقفی به هواپیما نگاه انداخت و گفت: "بابا دمشون گرم.. "
همه سرشان ر به سمت پنجره بردند تا هواپیما را ببینند و اندکی سکوت حاکم شد.
"به علت اضطرار آلودگی هوا فردا تعطیل است"، صدای گوینده رادیو سکوت چند ثانیه ای ماشین را شکست.
سرفه کنان ماسک را دوباره بر دهانم گذاشتم و گفتم: "آقا من جلوی درمانگاه پیاده می شم"
بلاخره این گیس سفید ما نریخت و موفق شدم نظر بدم!خیلی سخت شده ها نه؟!با سرعت پایین یه دایل آپ شهرستانی هم سازگار نیست!!بهر حال اون شعر پست قبلی رو خیلی دوس داشتم مخصوصا بیت آخرش که آرزوی محال منه!!
پاسخحذفلحظه هات پر یاس آسمونت همیشه آبی و دستات سبز سبز!!دیزاینت خیلی قشنگه دلم نیومد تشکر نکنم!!
پاسخحذف