ثانیه صفر
در آن تاریکی جاده ناگهان چراغ های ترمزش روشن شد و سر ماشینش کمی به سمت کنار جاده متمایل شد. ماشینی که از سمت چپ من سبقت گرفته بود و درحال برگشتن به لاین وسط بود با دیدن آن صحنه به سرعت ترمز کرد و به سمت کنار جاده پیچید. من که فاصله ام با آنها لحظه لحظه کمتر می شد بی اراده پایم را روی ترمز گذاشتم و سرعت ماشین را تا جایی که میشد کم کردم.
ثانیه یک
"یا ابالفضل، یا حسین...." صدای داد و فریاد برادرم و خانمش که با ترمز من متوجه وقوع حادثه ای شده بودند بلند شد. فریاد آنها اضطرابم را دوچندان کرد. فرمان را دو دستی گرفتم و کمی چرخاندم تا از فضای بین آن دو ماشین فرار کنم. اما ماشین دوم که به سمت حاشیه جاده رفته بود از ترس سقوط از بلندی جاده باز به سمت جاده برگشت و همین امر تعادل ماشین را به هم زد.
ثانیه دو
نمی دانستم چه کار کنم. یک ماشین به صورت مورب وسط جاده را گرفته بود و دیگری مانند فرفره در گوشه جاده دور خود می چرخید. صدای ترمز ماشین ها به هوا بلند شده بود و بلندتر از آن صدای فریاد "یا ابالفضل و ...". هیچ مفری نبود جز توقف و برخورد احتمالی اتومبیل های پشت سری و تحمل فشار قبر. انا لله و ...
ثانیه سه
ماشینی که دور خود می چرخید در همان وضعیت اندکی از ماشین دیگر فاصله گرفت. من که دیگر به کنار جاده رسیده بودم فرمان را چرخاندم و از فضای بین آن دو ماشین پیچیدم و با اندکی لغزش چرخ های عقب روی جاده، ماشین را کنترل کردم.
پس از چند کیلومتر در حالیکه همچنان شک زده بودم در خروجی جاده کنار زدم و به آن فکر کردم که در ثانیه سوم باز به زندگی برگشتم.
حتی تصورش هم وحشتناکه واقعا خدا رحم کرده .
پاسخحذفامیدوارم همیشه سالم شاد و موفق باشی
صداش هنوز تو گوشم بود!من براش فقط یه دوست بودم....
پاسخحذفچراغ های ترمزش رو از دور دیدم!درست وسط خیابان ایستاده بود!بعداون جنگ توی خونه همه ساکت بودند!
خسته بودم!دل شکسته... با غروری بر باد رفته.....
دست انداختم توی گردنم وگردنبندی که گفته بود برام نشونی اونهءپاره کردم!
ثانیه سوم بود!مطمئن بودم که دیگه راحت می شم!چشامو بستمو کوبیدم عقب تریلی!
وقتی از کما بیرون اومدم بابام گردنبند آورد داد دستم و گفت:از همه اون ماشین فقط گردنبند تو سالم مونده!!
تا اونجایی که من می دونم اگه وقتش باشه زمین و زمون جمع بشن بازم اتفاق می افته!اما اگه حضرت اجل سر صحنه نیاشه به حتی اگه ثانیه های سوم خیلی دلخراش هم باشه بازم رفتنی در کار نیس!
پاسخحذف