شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

اگه یه روز بری سفر

وقتی توی ماشین سوار شدم به راننده گفتم اون آهنگ بوم بوم رو خاموش کنه و بگذاره حنجره ماشین صدای فرامرز اصلانی رو با تمام قدرت فریاد بزنه که "اگه یه روز بری سفر ..."
راننده یه نگاهی کرد و گفت "آقا دوره زمونه عوض شده"
منم گفتم "حیف"

اگه یه روز بری سفر
بری ز پیشم بی خبر
اسیر رویاها میشم
دوباره باز تنها میشم
به شب میگم پیشم بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
چرا میری تنهام میذاری
**
اگه فراموشم کنی
ترک آغوشم کنی
پرنده ی دریا میشم
تو چنگ موج رها میشم
به دل میگم خاموش بمونه
میرم که هر کسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
**
اگه یه روزی نام تو، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بذاره درد تو دوا شه بره..توی تموم جونم
که باز برات آواز بخونــــــــــــــم
که باز برات آواز بخونم
**
اگه بازم دلت میخوادیار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
**
اگه میخوای پیشم بمونی...بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست و استخونه ..نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
**
اگه یه روزی نام تو، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بذاره درد تو دوا شه بره...توی تموم جونم
که باز برات آواز بخونــــــــــــــم
که باز برات آواز بخونم
**
اگه یه روزی نام تو باز تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بذاره دردت جابجا شه بره....توی تموم جونم
که باز برات آواز بخونــــــــــــــم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم

۱ نظر: